هلیا جمله کوتاه میگه
2سالت که تماهم شد انگار خیلی خیلی به حرف زدن علاقه پیداکردی یه روز بابا می خواست بهونه بگیره که باهات به اتاقت نیاد گفت پام درد میکنه گل مامان بهم نگاه کردی گفتی مامانی باباپا درد این اولین جملت بوداماحالا هرروز پیشرفت می کنی
کنترل
کنکلل
بشین
بیشین
پاشو
پاسو
بخور
بخول
بستنی
مننی
غزل
دغل
خربزه
ابازه
راستی عشقم رنگ ابی وسبزوزردوقرمز رویاد گرفتی
تا10روتقریبا میشموری
باباابازه بخور
باباخربزه می خوره
سولسولی
سورسوره
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هلیا جمله کوتاه میگه
