دستاوردهای 3سالگی
چند ماهی هست که خودت به تنهایی دوش میگیری ودوست داری به تنهایی کارای حمام خودت رو انجام بدی
چند ماهی هست که به مامان تو شستن ظرفاکمک می کنی
توی این ماه تونستی تصویر یه ادم رو بکشی

توی این هفته تا40 شمردن رو یاد گرفتی
راستی نفسم اولین چی که خیلی بهش علاقه داری البته بعداز قرمه سبزی یادگیری ریاضی
دقیقاروز تولدت وقتی مامان برای کار اشتباهت دعوات کرد گفتی می خوام برم بچه یه مامان بابادیگه شم


وامروز هم که داشتیم اردکی
که مامان کشیده بودیم رو رنگ می کردیم مامان که حسابی جوگیر شده بود وسرگرم رنگ کردن بود یه دفعه گفتی بسه اردکه داره شبیه الاغ می شه
وبالاخره امروز برای اولین بار برام خوابت روتعریف کردی صبح که از خواب بیدار شدی گفتی سامان(همسایه وهم بازی تو)رفته بود باغه وحش میمونا خوردنش
عزیزم این هم اولین بادبودک که امروز خانم ارجمند مامان سامان برات درست کرد

اینم ناخن مصنوعی دخترم

شیرین زبون مامان ماه پیش که باز هم با رفتن به مهد کودک مریض شدی وقتی می خواستیم ببریمت دکتر وسایل پزشکیت رو اوردی که اقای دکتررومعاینه کنی باید بگم که دکتری که تو از نوزادی پیشش میری فوق تخصص هستش وگل مامان شما پنجاهمین مریض اقای دکتربودی دفعه قبل که فروردین ماه پیشش رفتی بهش گفتی این اسپری که بهم دادی می زنم از دماغم میاد بیرون البته شاکی بودی این دفعه که رفتیم به دکتر گفتی می خوام معاینت کنم بیچاره دکترکه معلوم بود حسابی خسته هست با رو خوش بهت گفت با شه هلیا خانم توهم البته کمی خجالب کشیدی اما اول یه گوش اقای دکتررو نگاه کردی بعد به اصرار دکتر گوش بعدی رو هم نگاه کردی چقدر دکترتشویقت کرد واز وسایلت تعریف کردالبته می خواستی گلوی اقای دکتررو هم نگاه کنی 


دستاوردهای 3سالگی 

