هلیا نفس مامانهلیا نفس مامان، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

هلیا دختر مهربون

شیرین زبونم

هنوز هم بعضی کلمات رو اشتباه می گی ومامان نه تنها ناراحت نمی شه کلی هم می خنده مثلاوقتی از حمام میایی می گی مامانی موهامو خشایار می کشی مامان میگه:چی هلیامیگه:خشویار مامان:چی هلیا:سخویار وبازهم مامان :چی ونفس مامان دستشو رو سرش می کشه می گه وووووووووووووووووووووووو می دو نی منظور گلم چیه ...
14 تير 1393

دایی رحمت الله

عزیزدل مامان چند وقتی هست که می خوام این مطلب رو برات بنویسم اما متاسفانه مریض شدم وحتی از پس کارای خونه هم به زور برمی اومدم خیلی وقت بود که تصمیم داشتم  برای دیدن دایی مامان بزرگ مامانی وبابایی بریم که امسال عید بالاخره تونستیم  عید دیدی بریم اونجاالبته مانی جونی به همراه خانواده هم اونجابودن وماشما دو تاجوجه رنگی رو جلو دایی نشوندیم وازتون عکس گرفتیم     گل مامان وقتی از شمال اومدیم این قسمت از وبلاگت رو این جوری شروع کردم که مامانی دوست داره که از این به بعد هر سال بریم اونجا اما متاسفانه یک هفته پیش خبر دادن که دایی رفته پیش خدا و دیگه بین ما نیست خیلی ناراحت شدم نفس مامان عشق مامان بعضی وقتا ادما تا وقتی...
4 ارديبهشت 1393