پارک ارم
قبل از بدنیا اومدن گل مامان هروقت به پارک ارم می رفتیم باخودم می گفتم یه روزکوچولو خودم رو میارم این جا صورتش رو نقاشی می کنم بعد هم سوار باهاش سوار قو می شم تاجایی که قبل از ماه رمضان هم چها شنبه هم یکشنبه پارک رفتیم هم نقاشی کردیم هم قوسوار شدیم این قدر خوشحال بودم که با دختر گلم سوارقوشدم که مدام می خندیدیم جیغ می زدیم ومیله جلم رو تکون می دادیم انگار سوار رنجر بودی بعد که فیلمی که باباازمون کرفته بود دیدم همه ساکت سوار قوهاشون بودن من وهلیا داشتیم حسابی سروصدا می کردیم ا ین هم عکس اقا پارسا به قول هلیا اقا پاداکه بامامان وباباش همراه مابودن ...
نویسنده :
مامان هلیاجون
16:17








